X
تبلیغات
رایتل

شهریور بارانی من

دوشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 05:28 ب.ظ

I have a dream

مارتین لوترگینگ یه جمله معروف داره که می گه I have a dream

 اون با این جمله دنیار و تکون داده وخیلی از آدمای بزرگ دنیا این جمله رو توی سخنرانیاشون می گن .

و امروز من حس گفتن این جمله رو دارم ،راستش منم یه رویا دارم که خیلی هم دور از واقعیت نیست ،اگه رویام به حقیقت بپیونده به هیج جای دنیای به این بزرگی بر نمی خوره،

من توی رویام یه دوستیو که حالا خیلی مریض و نحیف می بینم که دوباره ایستاده !زیبا و سالم و قوی و ستودنی مثل اولین باری که دیدمشو اون با اون قد بلند و پر ابهتش منو مجذوب خودش کرد ،به من گفت:مریم کدومتونید؟

بعد که من با خجالت گفتم من !گفت ببین عزیزم می می قول داده که به تو نگه ولی من هیچ قولی به کسی ندادمو می گم که مامانت فهمیده تو بهش دروغ گفتی خودت یه جوری راست وریستش کن.

اون روزا من اولین روزای بیست سالگیمو می گذروندم و همه هم و غمم این بود که مامانمو بپیچونم و دو ساعت بیشتر توی یه مهمونی بمونم !

و تو توی اوج زیبایی و پولداریو خوش تیپیو موفقیت بودی واین شد، که شدی کعبه آمال و آرزو های من ،شدی همونی که آرزو داشتم بشم ،شدی آینده ای که می خواستم بهش برسم ،بعد ها که بیشتر دیدمت ،خاطره هامون هم بیشتر شد با هم مهمونی رفتیم ،خوندیم و رقصیدیم و جوونی کردیم ،با هم مشروب خوردیم و از خنده ریسه رفتیم ومن بیشتر شناختمت هر چند خیلی کم !

 اما شناختن قلب های بزرگ کار سختی نیست ،قلب های مهربونی که برای همه دنیا جا دارن ومیشه آسون شناخت.

بعد ها من بزرگتر شدم و تو موفقتر و هنوزم ایده آل من در همه چیز لباس و تیپ وتحصیلاتو موفقیت شغلی.

وقتی اومدن باران به هم تبریک گفتی غرق در غرور شدم چراکه تو بهترین بودیو با من از باران می گفتیو می خواستی که اون رو ببینی.

بودن در حلقه دوستان تو افتخاری بود که حال نصیب من هم شده بود ،با اینکه از نزدیک نمی دیدمت اما خوشحال بودم که در face book هستیو و likeیو تبریک تولدواحوال پرسی ها کوتاه .

و بعد از بیماریت شنیدم.ته دلم می دونستم که تو می تونی با همه سختیا بجنگیو حتی قویترین بیماری ها رو هم تسلیم کنی.

حال من در حالی که آرزو دارم که صدای شاد و سر زنده تورو دوباره بشنوم رویایی دارم .

رویایی که سخت و غیر ممکن نسیت ،نشدنی نیست ،معجزه نیست فقط لازم اونی که خودش خدا می دونه قادر مطلق می دونه سرچشمه همه قدرتها می دونه یه ذره،یه کوچولو از اون همه هاشو خرج کنه تا رویای من به حقیقت بپیونده.

نظرات (0)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :