X
تبلیغات
رایتل

شهریور بارانی من

دوشنبه 9 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 02:35 ب.ظ

داره می افته روی دور تند و من گیج و ترسیده و غمگین نگاهش می کنم ,در حقیقت اون بالهایی که از ش گفته بودم داره باز می شه ولی لرزون .توی سرم خالیه و هیچیو نمی بینم جز بارانی که دور از عزیزاش و بین غریبه ها بزرگ می شه .و عزیزایی که با رفتن باران می شکنن .

نظرات (0)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :